نامه مدیر نشریه صور اسرافیل به آیت‌الله سید محمد طباطبایی

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

اشاره

سید محمد طباطبایی (۱۲۵۷- ۱۳۳۹ق) معروف به سنگلجی، فقیه ساکن تهران و از رهبران جنبش مشروطه ایران بود. او نخستین شخصی بود که خواستار برپایی مجلس عدالت یا عدالتخانه شد.

میرزا جهانگیرخان معروف به جهانگیرخان شیرازی یا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه‌نگار دوره مشروطیت ایران بود که پس از توپ بستن مجلس دستگیر شد و در باغ‌شاه در مقابل محمدعلی‌شاه قاجار به قتل رسید.

مطلب حاضر نامه‌ایست از جهانگیرخان صور اسرافیل خطاب به آیت‌الله طباطبایی.

آیت‌الله سید محمد طباطبایی به همراه جمعی از اعضای خاندان طباطبایی

“به شرم غرض مقدس انور حضرت مستطاب آیت‌الله می‌رساند.

بنده قاسم، زاده شخ محمدباقر مجتهد طاب ثراه می‌باشد که برای انجام مأموریت‌های وجدانی خود و اجرای مقاصد حضرت حجت‌الاسلام مصمم گردیده به اندازه‌ای که از عهده یک نفر آدم ضعیف برآید بکوشم، از جمله نوشتن روزنامه صور اسرافیل را مستقبل شده و خدای خود را گواه می‌گیرم که از این اقدامات جز قصد قربت و توسعه افکار ملت ابداً نیتی ندارم. در این موقع خطیر و اوقات هرج و مرج دست به قلم بردن در معنی حکم قتل خود دادن است. همه ما به استظهار و پشت‌گرمی خود همان ملت حقیقت‌دوست و روح حریت‌طلب حضرت آیت‌الله را دانسته و می‌دانیم چنان که اگر هزار بار دیگر حکم به قتل ما دهند باز خواهم گرفت که بنابر مصلحت وقت فتنه مخالفین بوده که امر به قربانی ضعیفی در راه قوت اساس اسلام نموده‌اند.

آیت‌اللها! خود ما معتقدیم که توهین به علما در مذهب حقه خطاست ولیکن این همه اخبار و احادیث که در مذهب علما سوء آخرالزمان راجع به کجا است؟ اگر دو شخص شخیص یا دو روح بعید یا دو نماینده خواسته‌های الهی و بعضی از علما اسلام در عالم ظاهر شوند و رهایی اسلام را در این نفس از این غرقاب هلاک به عهده بگیرند، این دلیل نمی‌شود که علما سوء در آخرالزمان نباشند یا این که شریح قاضی و یا قلابی از علمای اسلامی نبوده‌اند. ما در این دقیقه بعد از آنی که در حضور انور اقرار به شیعی‌بودن و جعفری‌بودن خود می‌کنم باز به حضور مبارکت معروض می‌داریم که قسم به ذات پاک احدیت و قسم به حقیقت دین اسلام اگر در این هزار و سی‌صد سال علمای ما می‌خواستند مذهب اسلام را مذهب رسمی دنیا نمایند می‌توانستند. چه عقلاً در اسلام حقیقی چیزی که منافی با اصول ترقی و آسایش بشری باشد نیست و از احادیث نبوی است ای وجود مقدس که تاریخ دنیا از آوردن نظیر تو عقیم است آیا خاطر مبارک تو بهتر از همه کس مسبوق نیست که اسلام امروزی ما با اسلام صدر اول مباینت تام دارد و آیا امروز بر هر مسلمان دین‌دار لازم نیست که کوشش کنید تا گم‌گشته خود را بیابد؟

میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل

آیت‌اللها! خود ما معتقدیم که توهین به علما در مذهب حقه خطاست ولیکن این همه اخبار و احادیث که در مذهب علما سوء آخرالزمان راجع به کجا است؟ اگر دو شخص شخیص یا دو روح بعید یا دو نماینده خواسته‌های الهی و بعضی از علما اسلام در عالم ظاهر شوند و رهایی اسلام را در این نفس از این غرقاب هلاک به عهده بگیرند، این دلیل نمی‌شود که علما سوء در آخرالزمان نباشند یا این که شریح قاضی و یا قلابی از علمای اسلامی نبوده‌اند.

با این همه چنان که در چندین روزنامه نوشته‌ایم که ما امروز هرچه داریم از وجود مقدس تو و حضرت آیت‌الله آقا سید عبدالله مجتهد مدظله التعالی داریم. باز حالا عرض می‌کنم که حکم تو گذشته از مراتب شرعی اسلامی از روی وجدان و عقل بر همه مسلمانان مطاع و متبع است و در صورتی‌ که بقای اسلام را به اعدام ما و خانواده ما منوط بدانی به خدایی که معتقدیم اگر از بذل جان خود و اولاد خود مضایقه نماییم، در این صورت و به عقیده ما خود قابل و مقبول هر دو را در بهشت می‌بینیم. و اگر بقای روزنامه را به نحوی دیگر می‌خواهی آن را هم دستوری به خط شریف مرقوم فرما که ما و تمام هم‌قلم‌های خود از روی آن رفتار کنیم ولیکن به خدای اسلام قسم است که اسلام علمای سوء به حکم قرآن امروز واجب‌الاصلاح است و اصلاح آن هم بسته به میل نفس مطمئن و وجدان حقیقت‌خواه تو می‌باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی.”

***

منبع: نشریه وحید، شماره ۲۶۰ و ۲۶۱، نیمه اول مرداد ۱۳۵۸.

[نوشتار حاضر از سوی دفتر تاریخ شفاهی حوزه ویرایش شده است.]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *